قانون موفقیت در اداره

با عمل به چندین قانون ثبت نشده‌ ساده می‌توانید آغوش‌تان را روی موفقیت باز کنید و این قوانین را آویزه‌ کت‌تان کنید تا موفقیت شاید برای شما هم اتفاق بیافتد!
قانون اول - دوست‌داشتنی بودن:حفظ سمت، با خوب کار کردن متفاوت است و اصلاً هیچ ارتباطی با همدیگر ندارند. اگر شما می‌خواهید سمت‌تان را حفظ کنید باید کاری کنید که شما را دوست داشته باشند. مثلاً لازم است شما به یک چیزی معروف باشید. مثل مرد خوراکی، مرد لطیفه ، مرد مرموز و...مثلا وقتی در یک جلسه دیر می‌کنید و همه از دست‌تان عصبانی هستند، ناگهان با همان شیرینی‌های مخصوص خودتان وارد شوید و لبخندها را ببینید که ناگهان جای اخم را می‌گیرند.
قانون دوم - خدمت‌رسانی به رئیس : بر همگان واضح و مبرهن است که آن کسی که بیش‌تر از بقیه عمل خدمت‌رسانی را انجام می‌دهد از همه موفق‌تر است. فرقی نمی‌کند که این خدمت چه نوع خدمتی باشد. به هر حال لازم است که خودتان را در قسمت‌های مختلف خدمت‌رسانی امتحان کنید و ببینید از پس چه خدماتی برمی‌آیید که تا به حال خود را دست کم گرفته بودید. از یک لیوان آب بی‌تقاضا برای رئیس گرفته تا زیرآب زدن همکار بغل‌دستی‌تان!
قانون سوم - حواس جمع: در این قانون شما باید شش دانگ حواس‌تان را در اداره، نه برای انجام کارتان، بلکه برای حفظ سمت‌تان جمع کنید تا ببینید در اداره چه اتفاقاتی می‌افتد. آیا همکارتان دارد بیش از چیزی که شما می‌خواهید موفق می‌شود؟ آیا رئیس ‌تان از شمال به سلامت برگشته و لازم است برای او بنر خوش‌آمد گویی بزنید؟ به هر حال حواس جمع برای موفقیت شما یک اصل اساسی است.
قانون چهارم - هر چهره‌ای با سکوت موفق‌تر است: لازم نیست در مورد همه چیز و همه کس و همه کار اظهارنظر کنید. باید یادتان باشد وقتی ساکت باشید موفق‌تر خواهید بود. قرار نیست در مورد هر چیزی صدای‌تان در بیاید و فریاد‌تان به آسمان برود و بگویید من دیدم، می‌دانم، بگویم و مدرک دارم! یاد بگیرید برای موفق بودن ساکت باشید. هیچ کس وقتی شما ساکت هستید به شما حمله نخواهد کرد!

افشای پروژه گل و بلبل سازی مواد مخدر

در خبرها خواندیم ماده مخدری به نام «گل» به تازگی در کشور رایج شده است. در این زمینه یک روانپزشک هم مصاحبه ای کرده و گفته: نام‌‌گذاری این ماده، احتمالا به این دلیل است که خانواده و جامعه به مصرف آن حساس نشوند و نام این ماده وحشت و بدبینی را به همراه نداشته باشد.

 مورد مجهول ماری جوانا

البته اگر روانپزشک هم نمی‌گفت، کاملا معلوم بود که مروجان این دیوهای خانمان‌برانداز سعی دارند با تغییر اسامی‌مواد مخدر، قبح و همچنین ترس از آن را از بین ببرند. همانطور که می‌دانید پروژه عادی‌سازی مواد مخدر یکی از دسیسه‌های قدیمی‌غرب است. شما به همین ماریجوانا نگاه کنید. یعنی چی ماریجوانا؟ همین ماریجوانا یک دهه پدر و مادرهای غربی را حالا درست نیست بگوییم اُسکُل، ولی دچار سردرگمی‌کرده بود. به‌طوری که این بندگان خدا هر وقت زنگ می‌زدند به این پسر ناخلف، می‌گفت: دارم ماری‌جوانا می‌کشم. پدر و مادر هم فکر می‌کردند پسره سر به راه شده و به فکر ازدواج افتاده، اسم طرف هم لابد ماری جواناست. آنقدر شوق و ذوق داشتند که برایشان سوال نمی‌شد که آخه پسر! دختر مردم را مگر می‌کِشند؟! کش بیاد جواب پدر و مادرش رو چی باید بدیم؟ البته والدین آمریکایی بعدا با حقایق ماریجوانا آشنا شدند، تا حدی که در یک مورد دختره واقعا اسمش ماری جوانا بود، ولی والدین آگاه، پسر را یک سال بستند به تخت و پسره بنده خدا تا می‌آمد بگوید ماریجوانا اسم دختره است، پدره می‌زد تو دهنش که shut up father! Angal of society boy (ترجمه: خفه شو بابا. پسره انگل اجتماع)

 تلطیف نام مواد مخدر

حالا که غرب دیده حنای ماریجوانا دیگر رنگی ندارد، با اضافه کردن محرک‌های خطرناک به آن، «گل» را به بازار عرضه کرده که خانواده و جامعه به مصرف آن حساس نشوند. آنها طی برنامه پیچیده‌ای قصد دارند تا محصول بعدی را با سوءاستفاده شرم‌آور از نام یکی از مجریان محبوب سیما، به نام «هرمز شجاعی‌مهر» به بازار بفرستند که حساسیت خانواده‌ها نسبت به این قضیه به کلی از بین برود. اگر این روند تلطیف نام مواد مخدر همینطور ادامه پیدا کند، بعید نیست در روزهای آینده شاهد بیرون آمدن تولیداتی با نام های «صورتی»، «عجق»، «عجیج»، «مخدل»، همچنین «کامران و هومن» و «مریم حیدرزاده» باشیم.

 در راستای «گل» و «بلبل» سازی مواد

ماه، جیگر، تیکه، بلا، جووون، مهوش، پریوش و اسکارلت ژوهانسون از جمله واژه‌های موقوف‌المعانی با گل هستند که قرار است به زودی به بازار عرضه شوند. گفتیم که اگر کسی در آینده موارد بالا را تعارف زد، خام نشوید قبول کنید. مواد مخدر است!

دیالوگ در دکه روزنامه فروشی (چندماه بعد)

- آقا بی‌زحمت یه گل بده.

- خاک بر سرت! بدبخت! معتاد! انگل! آفت! سربار جامعه! خجالت بکش، تمام بدنت کرم افتاده.

- پس یه ابرار ورزشی بدین.

- آفرین به این اراده. بفرما. این شکلات رو هم بگیر جایزه‌ات که ترک کردی.

گفتگوی جراح قلب با مکانیک اتومبیل

استاد مکانیک داشت سرسیلندر یک ماشین هوندا را باز می‌کرد که چشمش به یک جراح مشهور قلب افتاد که به داخل تعمیرگاه می‌آمد. جراح داخل شد و منتظر ماند تا مکانیک بیاید و نگاهی به ماشینش بیندازد
 
ناگهان مکانیک با صدای بلند گفت سلام دکتر! می‌خواهی یک نگاهی به این موتور بیندازی؟
.
.
.
ادامه نوشته

دختران دانشجو اصلاااا نخوننننن!!!!

از اساتیدمون میگفت: "یه استاد داشتیم هر سری دیر میومد سر کلاس.

یه روز دخترا تصمیم گرفتند اولین باری که استاد دیر اومد سر کلاس از کلاس برن بیرون....

قضیه به گوش استاد رسید (میدونید که، توسط عده ای از آقا پسرهای جان بر کف!!!!!)، جلسه بعد استاد کمی دیر اومد سر کلاس و برای توجیه دیر آمدنش گفت: از انقلاب داشتم میومدم، دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده، رفتم جلو پرسیدم، گفتند با کارت دانشجویی شوهر میدن!

دخترا پا شدند که برن بیرون، استاد گفت: کجا میرید، وقتش تموم شد، تا ساعت 10 بود! تمام کلاس رفت رو هوا !!!!

...

تو تبلیغه میگه، فلان صابون %۹۹ باکتریها رو میکشه. من از همینجا به اون باکتری، به خاطر این ایستادگیِ پر غرور و پر افتخارشون تبریک میگم...

هه هه هه

دختره ميره تو كتاب فروشي ميگه آقا ببخشيد كتاب برتري زن بر مرد دارين؟ مرده نگاش ميكنه ميگه خانم شرمنده ما اينجا رمان تخييلي نميفروشيم

کاریکلماتور جالب و جدید

همه چیز دست به دست هم داد تا من و او نتوانیم دست در دست هم بگذاریم !


کاریکلماتور جالب


کلاغ می خواست پرواز هواپیما را یاد بگیرد ، دچار نقص فنی شد !


کاریکلماتور جالب


به افتخار هر لحظه زندگی ، میلیاردها ضریان قلب شلیک می شود !


کاریکلماتور جالب


دیروز چک برگشتی است ، فردا چک وعده دار ولی امروز نقد نقد است !


کاریکلماتور جالب


کلاهم را برداشت و به جای آن منت بر سرم گذاشت !


کاریکلماتور جالب


بعضی ها صدایشان ضعیف است و بعضی ها گوش هایشان کثیف !


کاریکلماتور جالب


آتشفشان درون گاهی با فریاد و گاهی با اشک فوران میکند !


کاریکلماتور جالب


چراغ خواب ، خمیازه می کشید !

..............................

کاریکلماتور جالب
.....................


برخی برای رعایت عدالت ، با همه ناعادلانه رفتار می کنند !


کاریکلماتور جالب


گاهی حتی تاجر نمک هم نمک نشناس می شود !


کاریکلماتور جالب


اگر حرف مفت را می خریدند ، الان میلیاردر بودم !


کاریکلماتور جالب


صمیمیت تو ، بیشتر از شماست !


کاریکلماتور جالب


برای اینکه کفشهایش را برق بیاندازد ، بندهای آن را در پریز فرو میکرد !


کاریکلماتور جالب


آنهایی که پول ندارند مجبورند حرف مفت گوش کنند !


کاریکلماتور جالب


از عجایب روزگار این که هر یک "نقطه" دارای سه نقطه است !


کاریکلماتور جالب


قفسی که فکر پرنده نتواند در آن پرواز کند هنوز ساخته نشده است !


..............................

کاریکلماتور جالب
.....................


دولت عشق با کودتای فراق سرنگون گردید !


کاریکلماتور جالب


پشت کفشم را خواباندم تا پایم را که خواب رفته بود بیدار نکند !


کاریکلماتور جالب


اگر عشق را توان حرف زدن بود ، از عقل می گفت !


کاریکلماتور جالب


فقط حرفهای استاد ریاضی ، حرف حساب بود !


کاریکلماتور جالب


ماشینی که از دست راننده اش عصبانی بود جوش آورد !


کاریکلماتور جالب


موش توی سوراخ نمی رفت ، گربه گفت آخ جون !
مرگم را از چشم تولدم می بینم !


کاریکلماتور جالب


گربه ها نوازندگان خوبی هستند ، چون خوب چنگ می زنند !


کاریکلماتور جالب


کاکتوس صادق تر از آنست که مانند گل سرخ خارهایش را نهان کند !


..............................

کاریکلماتور جالب
.....................


وقتی گوشم سنگین میشه ، وزنم تغیری نمی کنه !


کاریکلماتور جالب


مردم می گویند حالت را می گیرم ، نمی گویند دیروز یا فردایت را می گیرم ...
چون اگر حال را بگیرند فردا را هم گرفته اند و دیروز را بی فایده کرده اند !


کاریکلماتور جالب


درخت تا زنده است دسته تبر نمی شود !


کاریکلماتور جالب


با این که کچل بود کلکسیون سشوار داشت !


کاریکلماتور جالب


شکوفه پاداش درختانی است که سختی سرمای زمستان را به جان خریده اند !


کاریکلماتور جالب


مهمترین هوادارانش ریه هایش بودند !


کاریکلماتور جالب


نگاه خشمگین ، از دیدن لبخند عاجز است !


کاریکلماتور جالب


در بازار عشق هیچگاه عرضه با تقاضا تناسب ندارد !


کاریکلماتور جالب


بعضی از محرم ها با یک نقطه مجرم می شوند !

شوخی های جالب شبکه های اجتماعی

روزنامه هفت صبح: هر نوشته ای نویسنده ای دارد. هر نویسنده ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته هایی که در این صفحه می خوانید، Status های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده. 

.

.

.

.

ادامه نوشته

خواستگاری درمشهد!!!

خواستگار: ملاک های شما بریـ یه ازدواج چیه!؟
دختر خانم گرامی : بری مو همی تفاهم خیلی مهمه !
خواستگار : تفاهم که ها! دِگه؟
دختر خانم گرامی : مهم تفاهمه و یه دِنه خانه!
خواستگار : خب ها! دِگِه چی!؟
دختر خانم گرامی : مهم تفاهمه و یه دِنه خانه و یه باغ تو طرقبه !!
خواستگار : و دگِه چه ملاک هایی دِرِن؟!
دختر خانم گرامی : خب همو تفاهم و یه دِنه خانه و یَک ماشین مدل بالا هم خوبه خب !
خواستگار : و دگه!؟
دختر خانم گرامی : خب تفاهم و خانه و ماشین رو گفتُم. یه عالمه هم پول دِشتهِ بِشی بد نیست!
خواستگار : دِگِه امری نِدِرِن!؟
دختر خانم گرامی : چرا! چرا! ها! نِماخوام که شما هم زیاد به زحمت بیُفتِن و روتان فشار بیه !
" تفاهم" رو هم فراهم نکردِن اشکال نِدِره !!
خواستگار : ها! ای دست گلتان درد نکُنه... مو بُرُم یه دوری بِزِنُم باز میام 

اصولا درس خوندن دو حالت داره:
.
.
.

ادامه نوشته